9 - سخن هارون هنگام مرگ



هارون رشيد پنجمين خليفه عباسى و قاتل امام كاظم (عليه السلام ) بود كه بسال 193 ه .ق شب شنبه سوم جمادى الاخرى در طوس از دنيا رفت ، مورخين مى نويسند: وقتى كه او در بستر مرگ قرار گرفت ، و لحظه به لحظه بر شدت بيماريش مى افزود، يك پزشك حاذق از اهالى طوس كه به زبان فارسى سخن مى گفت به بالين او آوردند، او آب بدن هارون را گرفت و آزمايش كرد و سپس گفت : كه هارون وصيتهاى خود را بكند.
هارون كه از زندگى مايوس شده بود، و از طرفى مرگ او شايع شده بود، سوار بر الاغى شد و در حاليكه پاهايش در اختيار او نبود، تا به محل دفنش ‍ رسيد، و چند كفن خواست و از ميان آنها، آنچه بهتر بود برگزيد و سپس ‍ دستور داد قبرش را كندند، و به قبرش نگاه كرد و اين دو آيه را خواند: ما اغنى عنى ماليه - هلك عنى سلطانيه ملك و مال من ، مرا بى نياز نكرد و فرمانروايى من تباه گشت (سوره حاقه آيه 28 و 29) و در همان روز از دنيا رفت (284)
اين بود سرانجام دنياى كسى كه امپراطور جهان اسلام بود، و شمشيرش (به اصطلاحضرت به عرش مى رسيد، و از طاغوتهاى برجسته روزگار بشمار مى آمد.